الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
465
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
ديگر از ضرب مشهور وى ضربى است كه به « عمرو بن عبدود عامرى » زده كه به يك ضرب ران وى را از بيخ بركند . عمرو نيز كه خود را از جملهء پهلوانان پيلتن بود ؛ مىگفت : از شتر به زير آمده ، ران خود را برگرفت ، به امير انداخت . امير خود را از آن محفوظ داشته ، به شترى برخورد ، هر دو پاى آن را شكست . 1182 - زنى از قبيلهء « معد » و بيضاء المحاجر من معد * كأن حديثها ثمر الجنان إذا قامت لحاجتها تثنت * كأن عظامها من خيزران ( صفدى ) * * * زنى كه كاسههاى چشم او سفيد بود از قبيله « معد » و گفتارش مثل اينكه از ميوه بهشت بودند ؛ هرگاه براى كارى برمىخواست ، كمى خم مىشد مثل اينكه استخوانهايش از خيزران نازك و منعطف است . 1183 - بدگمانى و گذشت الناس قد اثموا فينا بظنهم * و صدقوا بالذي أدري و تدرينا ماذا يضرك في تصديق ظنهم * بان نحقّق ما فينا يظنونا حملي و حملك ذنبا واحدا ثقة * بالعفو اجمل من اثمّ الوري فينا ( جمال الدّين محمّد ) * * * مردم به خاطر بدگمانى خود به ما ستم كردند و راست پنداشتند آن را تو مىدانى و ما مىدانيم . چه ضررى به ما رسد اگر بدگمانىهايشان را قبول نماييم و هرچه درباره ما مىپندارند به واقع برسانيم ( عمل نماييم ) . واقعا كار تو و من يك چيز بيشتر نيست ؛ گذشتن ، زيباترين كارى است كه در برابر گناه آنها انجام مىدهيم . وى اين شعر را در كرمان در سال 1029 سروده است . 1184 - اقسام « لام » از « صفدى » منقول است : مصنّف « ابو القاسم جرجانى » ، لام را بر سى و يك قسم تقسيم كرده ،